حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

251

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

كرد ، پس جون عرب درين طرف متمكّن شدند و دست يافتند ، عجم بترسيدند از آنك اين آتش بميرد و بنشيند ، پس آن را دو بهره « 1 » كردانيدند ، بهره‌اى بكاريان بكذاشتند ، و بهره‌اى بفسا « 2 » نقل كردند ، تا جون يكى ازين دو فرو مىرد ، آن ديكر بماند . و امّا آتش ماجشنسف : كه آن آتش كيخسره است ، بموضع برزهء « 3 » آذربيجادن بود ، انوشروان در حال آن نظر و فكر فرمود ، و آن را بشيز « 4 » - كه اوّلين موضعى است از مواضع آن ناحيت - نقل كرد ، زيرا كه اين آتش بنزديك ايشان ، بغايت عظيم و محترم بوده است .

--> « كاريان » انجام داده است ، و سير تاريخى و تحول اين كلمه را از دوره مادها و آشوريان تا پايان عصر ساسانى بررسى نموده است ، و در پايان مىگويد : ( « بيت‌كارى » در وهله اول به مفهوم « مردمستان » ( - دار القوم ، بيت الناس ) و نيز به معناى « سپاه شهر » ( - سپاهان / اسپهان ) دار الجند ، قرارگاه نظامى ، پادگان و لشكرگاه باشد . اگر چندان هم مطمئن نباشيم كه اسم ايالت همدان باستان « بيت‌كارى » ( كاريگان / كاريان ) - « سپاهستان » و « آزاد مردستان » بوده ، اكنون يقين داريم كه نامجاى « كارگان / كاريان » در ناحيت فراهان همدان بوده ، و اين همان « كاريان » است كه آتش كهن « آذرگشنسب » منسوب به كيخسرو ، اما مخصوص طبقه « رزميان و سپاهيان » ( - كاريان ) در آتشكده مشهور « فردجان » همدان ، نزديك آنجا ، بعدها به « گنزه » ( شيز ) آذربايجان انتقال يافت ، آتشكده مشهور « كاريان » فارس نيز به معنا و مختص « سپاهيان » بوده است . ( 1 ) . بهره : قسمت . ( 2 ) . فسا از شهرهاى كنونى استان فارس ، و در قرن چهارم هجرى دومين شهر بزرگ كوره دارابجرد بشمار مىرفته است ، ( بلدان الخلافة الشرقية : ص 327 ، ترجمه عربى ) . ( 3 ) . به گفته كىلسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية : ص 199 » به نقل از مستوفى ، روستاى برزه در جنوب شهر مراغه قرار داشته است . ( 4 ) . از شهرهاى اقليم فارس در دوره ساسانى ، كىلسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية : ص 259 ، ترجمه عربى » مىگويد : ( « تخت سليمان » و فيها بركة صغيرة ينجبس الماء منها و لا يشحّ مهما حمل منه . و هذه الآثار قد عدّها بعضهم من بقايا مدينة شيز ، التى اشار اليها البلدانيون العرب القدماء . و ذكرها المستوفى أيضا باسم ستوريق . و وصف ابن خرداذبه في المئة الثالثة ( التاسعة ) بيت النار في الشيز ، فقال : هو عظيم القدر عند المجوس ، و يقال له آذر جشنس ، كان اذا ملك منهم الملك زاره من المدائن ( طيسفون ) ماشيا ) .